🍁نکات مربوط به طراحی نمازخانه که باید رعایت شود:

۱:امتداد دید درب ورودی تعریف شود.

۲: ورودی نمازخانه از سمت قبله نباشد.

۳: ورودی خانم ها و آقایان با فاصله از هم طراحی شوند و حداکثر فاصله بصری رو از هم دیگه داشته باشند.

۴:سکوی قبل از ورود به کفش کن طراحی شود

۵:درب نمازخانه به سمت کفش‌کن باز شود.

۶: دیوار سمت قبله عمود بر محور قبله باشد.

۷؛ دیوار به دیوار نمازخانه، فضای کثیف یا سرویس طراحی نشود.

۸: در صورتی که نمازجماعت اقامه می شود، فضای نمازخانه خانم ها و آقایان با پرده از هم جدا شود و نه با دیوار.

۹: در مکان هایی که شخص مدت زمان بیشتری را در آن ساختمان می گذراند و یا تماس جماعت اقامه می شود باید فضای انفرادی تعبیه شود.

۱۰: در نمازخانه های بین راهی فضای عبادت انفرادی حذف می گردد.

۱۱: سلسله مراتب در نمازخانه به این صورت هست: ورودی اصلی_کفش کن_ ورودی نمازخانه

۱۲: با یک نگاه داخل نمازخانه دیده نشود.

۱۳: با یک نگاه داخل نمازخانه دیده نشود.

۱۴: طراحی کفش کن الزامی ست.

۱۵: اگر نمازخانه برای نمازجماعت باشد(ادارات، ارگان هاو..) فضای عبادت انفرادی دارد و فضای نمازخانه خانم ها و آقایان‌نباید با دیوار از هم جدا شوند. در فضاهای مثل هتل ، قسمت خانم ها با دیوار از آقایان جدا شود.

۱۶: از سمت قبله ورودی نگیریم

۱۷: فاصله نیم طبقه از دیوار روبروی نمازخانه حداقل ۳ متر است. تا اتصال نماز جماعت برقرار شود، یعنی باید صف خانم ها به صف دوم آقایان متصل شود.(با صف اول و امام جماعت هم دریف نگردد)

کانسپت

🔹

کانسپت بیان ایده است و شامل پلان، نما، برش، حجم، پرسپکتیو، دیتیل های جزئی و . . . می شود.

تولید کانسپت به شکل اتودهای متفاوت است که هدف آن جستجو کردن و پیدا کردن فضای پروژه است، فضایی که منطبق بر ایده باشد.

هدف اصلی طراحی معماری، خلق فضا است، اما چون تا ساختمان ساخته نشود، فضایی به وجود نمی آید و نمی توان ساختمان را به راحتی ساخت، قبل از اینکه ساختمانی ساخته شود، باید آن را طراحی کنیم و فضای آن را تصور نماییم. پس هدف ما طراحی فضا است، اما چون نمی توانیم به راحتی آن را بسازیم، برای تصور آن فضا باید از ابزاری استفاده کنیم که آن ابزار، پلان و نما و برش و حجم و پرسپکتیو و . . . است. دقت نمایید که پلان و نما و . . . تنها ابزاری برای طراحی هستند و هدف طراحی نیستند، هدف طراحی، خلق فضا است که با توجه به محدودیت هایی که داریم، به ناچار از پلان و نما و حجم و . . . برای بیان آنچه که تصور کرده ایم، استفاده می کنیم.

⭕️ مثال: فرض کنیم که مطابق مثال قبل، الگوی حیاط درونی را به عنوان ایده برای طراحی پروژه قبول کرده ایم، سئوالات متعددی برای شکل گیری پروژه پیش می آید: چند تا حیاط داشته باشیم؟ مساحت حیاط یا حیاط ها چه قدر باشد؟ شکل آنها چگونه باشد؟ در کجا یا کجاهای زمین قرار گرفته باشند؟ از نظر تراز ارتفاعی، در همکف باشند یا می توانند در ترازهای پایین تر یا بالاتر از سطح زمین هم قرار بگیرند؟ پیرامون این حیاط ها، کدام فضاها قرار بگیرند؟ جداره حیاط ها یک طبقه باشد یا دو طبقه؟ حیاط ها با هم ارتباط داشته باشند یا نداشته باشند؟ اگر می خواهند ارتباط داشته باشند از کدام قسمت و چگونه ؟ و . . . پاسخ به این سئوالات در قالب اتودهای پلانی، حجمی، نما و برش و پرسپکتیو و حتی توضیحات نوشتاری می تواند باشد.

کانسپت توسعه دادن ایده در قالب اتودهای مختلف است.

⚠️ این مرحله ، آخرین گام طراحی پروژه است و از امروز تا آخر ترم، ادامه دارد.

⚠️ می توانید چندین ایده را همزمان پیش ببرید. و برای هر ایده چندین کانسپت داشته باشد.

⚠️ اتودها باید حتما همزمان، پلان و نما و برش و حجم داشته باشد، اما در مراحل ابتدایی ، نیازی نیست که پلان و نما و برش و حجم با هم تطابق داشته باشند. این مدارک تنها باید با ایده تطابق داشته باشند.

⚠️⚠️⚠️ نکته بسیار مهمی که باید در نظر داشته باشید این است که ما نه از روی پلان به نما و حجم می رسیم و نه از روی حجم به پلان و نما می رسیم. اینکه اول پلان به نتیجه برسد و بعد به نما و حجم فکر می کنم روش غلطی است ، همان طور که اول حجم را طراحی می کنم و بعد از اینکه حجم به نتیجه قابل قبولی رسید، داخل آن پلان را می کشم، روش غلطی است. در مورد برخی پروژه ها ممکن است که از حجم به پلان یا برعکس از پلان به حجم برسیم، اما اصولا این روش روش عمومی ای نیست. به خاطر همین هم زمان همه وجوه پروژه را پیش می بریم و در پلان و نما و برش و حجم و پرسپکتیو، در جستجوی فضای پروژه می گردیم. فضایی که به بهترین شکل ممکن ایده طراح را بیان می نماید.

⚠️ مطمئنا اتودهای اولیه پراشکال هستند و از نظر خودتان هم قابل قبول نیستند. این روند طبیعی اتود کردن است. اما حتما تمام آنچه که اتود کرده اید، را کرکسیون نمایید. پروژه کامل و مطلوب از این روند خارج می شود. اینکه در اولین اتودها، پروژه ای عالی طراحی شود، فقط یک اتفاق است.

⚠️ در این مرحله باید بسیار به پروژه های مشابه نگاه کنید و حتما ایده و مبانی شکل گیری آنها را مطالعه نمایید.

❗️ تعداد کرکسیون ها و کیفیت کرکسیون ها دو عاملی هستند که در نمره کلاسی تاثیر دارند.

⚠️⚠️⚠️⚠️ تنها دانشجویانی می توانند وارد این مرحله شوند، که کلیه تمرین های قبلی را انجام داده باشند.

📚 📖📕 در این مرحله باید بسیار مطالعه نمایید.

همزمان با دیدن پروژه ها، باید دیدگاه طراح یا طراحان پروژه را بدانید و هم نظر منتقدین و کارشناسان و استفاده کنندگان از پروژه را بدانید.

با دیدن تنها نمی توان نتیجه مورد نظر را به دست آورد.

در ادامه تعدادی از منابع مرتبط را برای مطالعه ارسال می کنم. حتما روزانه و مستمر آنها را مطالعه نمایید.

⬇️⬇️⬇️⬇️

تدوین مبانی طراحی خاص پروژه

◀️ تدوین مبانی طراحی خاص پروژه

⭕️ مبانی به معنی اصول، بایدها، نبایدها، توصیه ها و . . . . ای است که پروژه می بایست بر اساس آن طراحی شود.

🔹 مبانی به دو دسته مبانی نظری و مبانی طراحی تقسیم می شوند و هر کدام از این دو نوع، به دو دسته عام و خاص تقسیم می شوند. مبانی عام به همه پروژه هایی مشابه پروژه ما (تجاری محله )قابل تعمیم دادن است، اما مبانی خاص، فقط مربوط به پروژه ما می باشد و قابل تعمیم دادن به سایر پروژه ها در سایر سایت ها نمی باشد.

🔹🔹 به این ترتیب 4 دسته مبانی داریم:

الف - مبانی نظری عام : یعنی بایدها و نبایدهای عمومی و کلی که در هر پروژه ای مشابه پروژه ای که ما طراحی می کنیم، باید رعایت شود. مانند تعاریف، سابقه تاریخی و . . . که در موردتجاری محله به مطالعات از قبیل، تعریف تجاری یا تجاری محله ؛سیر تحول تجاری و تجاری محله ،جایگاه تجاری تجاری محله در دوران کنونی و . . . می پردازد.

ب - مبانی طراحی عام : یعنی بایدها و نبایدهای مرتبط با طراحی پروژه که در هر پروژه ای مانند پروژه ما قابل تعمیم است. مانند استانداردها، ضوابط، مقررات ملی و . . . که بخشی از توضیحات کلاسی به آن اختصاص پیدا کرد.

ج - مبانی نظری خاص : یعنی بایدها و نبایدهایی که فقط به پروژه ما مربوط می شود که شامل اهداف و دیدگاه های طراحی و . . . می شود. این موضوع راهم مختصر توضیح دادیم.

د - مبانی طراحی خاص : یعنی اصول و باید ها و نبایدهایی که باید در طراحی این پروژه و در این زمین و برای این کار فرما، مد نظر قرار دهیم.

ادامه نوشته

برای یادگیری المان موارد زیر را مطالعه کنید

المان چیست؟

تعریف المان شهری : المان یا نماد شهری یا ترکیبی است پیکره وار که در ساخت آن از ویژگی های درونی احجام و اشکال هندسی - صفحات قائم یا منحنی - اجزائ سازه ای - کابلها - پوترها و فریم ها و به طور کلی هر آنچه میتواند جنبه ی تزئینی و ساختمانی داشته باشد به صورت یک کلیت یکپارچه و تلفیقی از موارد فوق استفاده میشود.... و قبل از هر چیز این ترکیب دارای یک نظام هندسی و تعادلی پایدار و زیباست به گونه ای که پس از خودنمایی در سطح شهر افراد را به گونه ای جذب خود مینماید و ذهنشان را درگیر خود میکند که تا مدتها در آن منطقه از شهر به صورت سمبلیک مشخصه ای برای شناخت شهر در منطقه ی مورد نظر میگردد.... در واقع جزو شاخصه های شهری میگردد....به گونه ای که ذهن با برده شدن نام منطقه ی مذبور ناخودآگاه به دنبال شاخصه ها و ویژگی های خاص آن منطقه المان مورد نظر را در خود تصویر سازی خواهد کرد.......

این خصوصیت به ویژه برای توریستها و کسانیکه کمتر به منطقه ی مورد نظر رفت و آمد میکنند اهمیت دارد چرا که در مسیر یابی و آدرس دهی صحیح برای پیدا نمودن یک منطقه ی خاص شهری مشخصه و نماد خاص آن منطقه اهمیت دارد..... این نماد در شناخت منطقه اهمیت دارد و چه بسا برگرفته از اتفاق یا تاریخچه ای خاص در محل مورد نظر باشد و به نکته ای خاص در آن محل اشاره کند و با تاریخچه ای عجین باشد....به گونه ای یکی از اهداف المانها میتواند اطلاع رسانی و معرفی منطقه ای خاص به لحاظ تاریخی - جغرافیایی - فرهنگی و ویژگی های خاص مردم آن منطقه بوده و یا به اتفاق یا رویداد خاصی در منطقه ی مزبور اشاره کند که همه ی اینها در برقراری ارتباط بهتر مخاطبین و کسانیکه به محل رفت و آمد دارند با منطقه ی مورد نظر موثر است.

چه بسا خود همین نماد پس از مدتی به یک اثر تاریخی و ماندگار تبدیل گردد و آوازه ی آن در شهرهای دیگر بپیچد..... نمونه های بسیاری از این نوع المانها وجود دارد.... به این گونه سازه ها بنای یادبود یا اصطلاحا مانیومنت manumental structures نیز گفته میشود.....

اما ویژگی دیگر اینگونه نماد ها ایجاد یک فضای زیبا و یک اتمسفر هنری در سطح شهر ها میباشد که قسمتهای مختلف شهر ها را از حالت یکنواختی و تکراری شدن خارج مینماید....به هر بخش از شهر یک هویت و ویژگی خاص میبخشد.....در کالبد شهر روح زندگی میدمد و مهمتر از همه اینها به محیط های شهری مقیاس زیستی و انسانی می بخشد.....در فضایی که با هنر عجین شده انسان راحت تر نفس میکشد چرا که هنر در خون هر انسان است و ناخودآگاه جذب عظمت و زیبایی میشود....

المان با مجسمه تفاوت دارد.... متاسفانه سوء برداشتها و سوءء مدیریتها و تا حدی نیز عدم اطلاع و آگاهی کافی از این دو مقوله سبب شده که متولیان شهرسازی و معماری ما در سطح شهرها خیلی سبک و پیش پا افتاده با مسئله ی فوق برخورد کنند و به قولی با قرار دادن چند مجسمه با نام میادین اصلی سر و ته قضیه را به گکونه ای به هم بیاورند....! مجسمه هایی که بدون اینکه هیچگونه فکر و جاذبه ای در شخص ایجاد کنند مستقیما منظور خود را بیان میکنند و در نتیجه حتی برای لحظه ای نیز نمیتوانند نگاه مخاطب را روی خود حفظ نمایند و طبعا نمیتوانند در دراز مدت اثری ماندگار و جزو ویژگی های منطقه به حساب آیند.....

تفاوت اصلی مجسمه با المان در نگاه انتزاعی و غیر مستقیم المانهاست به یک موضوع! نگاهی که ذهن انسان را بعنوان یک موجود متفکر درگیر خود میکند....لقمه ای آماده نیست که در دهان انسان گذارده شود! فکر و اندیشه و تامل انسان را در برخودر با خود میطلبد.... در حرکت انسان مکث و تامل ایجاد میکند و همین ویژگی باعث ماندگاری آن میشود چرا که آنچه موجب درگیری ذهن شود در اذهان باقی میماند..... اما مجسمه خیلی پیش پا افتاده و به قول معروف شسته رفته گویی لقمه ای آماده را در دهان فرد میگذارد و مفهوم را مستقیما به وی عرضه میدارد.....در گیری فرد با موضوع به سطح نزول میکند و در چنین حالی و از چنین اثری نمیتوان انتظار ماندگار شدن و اثر گذاری در ذهن را داشت.... علاوه بر این مجسمه پیکره ایست تراشیده شده از سنگ یا یک نوع از مصالح خاص....معممولا تنوع خاصی ندارد و کالبدی یکنواخت است در صورتیکه المانها چه به لحاظ فرمها وئ آرایه های به کار رفته و حتی چه به لحاظ مصالح و رنگها و تزئینات معمارانه میتوانند سرشار از تنوع و زیبایی باشند... المان یک ترکیب معمارانه است چرا که در آن از هندسه و ویژگی های درونی اشکال و احجام استفاده میشود در صورتیکه هنر پیکره سازی و مجسمه سازی مقوله ی دیگریست که مستقیما در این گروه طبقه بندی نمیشود .... اما در برخی موادر ما مجبوریم برای نشان دادن مکانی خاص از مجسمه استفاده کنیم مثلا مکانهایی که به نام شخصیتی خاص معرفی شده اند و هدف نشان دادن چهره یا پیکره ی شخصیتی خاص میباشد.... این شخصیت را نمیتوان با خط و صفحه نشان داد! اما در اکثر مو

ارد برای نشان دادن مفاهیم و موضوعات و بویژه آنچه که اصولا شکل خاصی ندارد و صرفا مفهومی را بیان میکند استفاده از آرایه ها و المانها ضروری است.....

انواع المان :

المان نمایشی:

المانهای نمایشی همانگونه که از اسمشان بر میآید صرفا جنبه ی نمایشی - هنری و زیبایی دارند - مفهوم خاصی را اصولا بیان نمیکنند و هدف و رسالتی برای القاء مطلبی به بیننده و یا انتقال پیامی ب وی را ندارند....ترکیباتی هستند انتزاعی از برخورد توده ها - احجام - اجزاء سازه ای و صفحات (به نوعی بازی با خط و حجم و صفحه با توجه به ویژگی های هندسی و روابط درونی آنها) که تنها به لحاظ ویژگی های زیایی شناسانه و تعادل بصری و هنری میتوانند با گروهی خاص از انسانها ارتباط برقرار کنند... این خاص بودن مخاطب از ویژگی های منحصر به فرد یک المان نمایشی میباشد.... یعنی در هر مخاطبی احساس تعلق و تامل را بوجود نمیآورد لذا به دلیل نوع مخاطببن آن که طبعا افرادی هستند که بیشتر درگیر مسائل هنریند و تعادلها و نظامهای هندسی را میشناسند و در مورد سبکهای هنری و هنر مفهومی و انتزاعی مطالعه دارند اینگونه المانها در سطح شهر ها کمتر دیده میشوند و مکان استقرار آنها نیز طبعا گالریهای هنری - نمایشگاههای آثار هنری و به طور کلی مکانهایی میباشد که مخاطب خود را پیدا کنند...

میدان e'yre در پارک شهر مادرید (اسپانیا)

المان بیانی :

همانطور که از نام آن پیداست هدف طراح از خلق این اثر بیان مطلب خاصی میباشد ....بعبارت دیگر قطعا مفهومی در پس آن نهفته است و طراح اثر رسالتی را در انتقال پیامی خاص دنبال میکند.... حال این میتواند ثبت واقعه ای خاص در مکان مورد نظر باشد و یا مفهومی خاص را با توجه به نام و ویژگی های منطقه به بیننده القا کند..... ویژگی بسیار مهم المانهای بینی در عام گرایی آنهاست یعنی میبیاست بتوانند با مخاطب عام و عادی که از هنر سررشته ی چندانی ندارد نیز ارتباط برقرار کند و لذا دقت نظر طراح در خوانایی و شیوایی بیان مطلب در عین انتزاعی بودن فرم ها و استفاده از آرایه های معمارانه (که پیشتر در مورد آن گفته شد) از اهمیت والایی برخوردار است.... مکان قرار گیری این نوع المانها طبعا برای برقراری ارتباط بیشتر با مخاطبین وسیع تر در جامعه در سطح شهر و بویژه در میادین شهری است... معمولا المان مورد نظر با نام میدان یا منطقه ی شهری مورد نظر ارتباط دارد.... ویژگی مشترک این نوع المانها و المانهای نمایشی تنها در به کار گیری نظامی مشترک برگرفته از هندسه - آرایه ها - اشکال و احجام هندسی و تلفیق و ترکیب آنها به شکلی زیبا و نظام مند است حال آنکه به این ترکیبات تعادلی و بصری در این مرحله عنصر مفهوم و بیان موضوع را نیز اضافه میکنیم.... اما کاملا انتزاعی - غیر مستقیم و در لفافه....

نمونه المان بیانی میدان ضد مشهد (در حال حاظر تخریب شده)

المان عملکردی :

این نوع از المان تا حدی از تعاریف فوق فاصله میگیرد چرا که عنصر عملکرد برای ما محدودیتهایی به لحاظ قوانین فرمی ایجاد خواهد نمود و در این مرحله خلق فضا با استفاده از همان آرایه ها و عناصر بصری را خواهیم داشت....فضایی که انسان ولو برای مدتی درون آن و یا در اطراف آن استقرار می یابد و از آن عملکرد استفاده مینماید لذا میایست اصول و قوانین زیستی انسان و استانداردهای طراحی محیط زیست میبایست در آنها رعایت شود.... طراحی چنین فضاهایی نیاز به تحقیقات بیشتر و همچنین یک برنامه ی فیزیکی مدون دارد.... بعبارت دیگر برای طراحی اینگونه فضاها طراح ملزم به دانستن یک سری از نیازهای خاص انسان در ارتباط با ثابتها و استانداردهای بدنی و نیازهای انسانی برای استفاده ی بهینه از موضوع مورد طراحی میباشد... ویژگی دیگر اینگونه المانها در تعداد بیشتر آنها در سطح شهر ها میباشد..... چرا که عنصر عملکرد ایجاب میکند در هر مکانیکه نیاز به موضوع مورد نظر باشد نمونه ای از آن وجود داشته باشد به طور مثال ایستگاههای اتوبوس - مترو - کیوسکهای تلفن - دکه های روزنامه فروشی - سردرها و مکانهای خدمات و اطلاع رسانی در سطح شهر ها و همچنین انواع چراغها و تاسیسات خاص شهری در صورتیکه موارد فوق دارای طراحی قوی - منحصر به فرد - شاخص و با استفاده از اجزاء و نظامهای هندسی و بصری که پیشتر ذکر آن رفت توسط متخصصین و هنرمندان ساخته شوند و ویژگیهای بصری و هنری باز هم اولین عامل در بازشناسی یک اثر ماندگار است..... در صورتیکه یک سازه ی عملکردی دارای زیبایی و نظام هنری باشد میتواند برای هر شهر به سبک خود طراحی شده و با سایر شهرها متفاوت باشد (مثلا بگوئیم در فلان شهر ایستگاهای اتوبوس یا دکه های روزنامه فروشی به این شکل ساخته شده اند و این خود یکی از ویژگی ها و شاخصه های آن شهر میشود ) از این نظر و به دلیل گستردگی تعداد المانهای عملکردی در سطح شهرها وسطح وسیعتری از مخاطبین که پوشش میدهند میتوانند نشان از اهمیت و موقعیت خاص این ن

وع از المانها داشته و مسئولیت دقت نظر بیشتری را از متولیان زیبا سازی و برنامه ریزی شهرها میطلبد..... مکان قرار گیری این نوع المانها در سطح شهرها و هر جا که انتظار کار بری مورد نظر میرود میباشد و متناوبا به چشم میخورند....

نمونه المان عملکردی نمونه ی ایستگاه اتوبوس ( curtiba - برزیل )

*نکته* هر گونه برج یا آسمان خراش منحصر به فرد چه به لحاظ معماری و چه به لحاظ ارتفاع و یا اهمیت منطقه ای میتواند نقش یک المان عملکردی را ایفا کند به شرطی که در منطقه ی مورد نظر تک و شاخص باشد مانند برج مخابراتی میلاد در تهران.....

http://k53.pbase.com/o6/59/643459/1/76088774.J0VWaC4R.MiladTower.jpg

آسمان خراش برج مخابراتی میلاد (تهران)

* اما ویژگی مشترک تمام المانها علاوه بر استفاده از آرایه های هندسی و معمارانه در قابل بازی با صفحات - فرمها و احجام مقیاس انسانیی میباشد که میبایست داشته باشند بعبارت دیگر المانها با توجه به فاصله ای که به طور معمول و استاندارد انسانها از کنار آن عبور میکنند یا از آن فاصله به آنها نگاه میکنند - عمق میدانی که درآن قرار دارند ـ وسعت فضایی که پوشش میدهند همچنین عملکرد و اهمیتی که از آنها انتظاار میرود دارای ابعاد - ارتفاع و استانداردهای منحصر به فرد میباشند که میبایست علاوه بر اینکه در منطقه مورد نظر کاملا جلوه نمایند افراد از نگاه کردن به آنها احساس آرامش و حظ بصر داشته باشند..... در واقع المانها میبایست به محیط مقیاس انسانی بدهند.....

* المانها میتوانند به صورت تلفیقی از دو یا حتی هر سه نوع شکل موجود باشند یعنی المانی جنبه ی نمایش - بیانی داشته باشد یا بیانی - عملکردی یا نمایشی - عملکردی و حتی مواردی نیز وجود دارد که هر سه نوع این مفاهیم در آنها به چشم میخورد.... !

به طور مثال میدان آزادی (شهیاد سابق) در تهران نمونه ای از المانهای عملکردی- بیانی است که هم دارای عملکرد میباشد (موزه و فضایی زیستی برای کاربری انسان در بالای آن تعبیه شده) و هم به لحاظ بیان مفهوم آزادی طراح سعی کرده با همان فرمها و ویژگیهای هندسی و معمارانه منظور خود را در قالب انتزاع بیان کند.....

المان عملکردی - بیانی میدان آزادی - شهیاد (تهران)

یا المان تئاتر شهر تبریز المانی نمایش- عملکردی میباشد که علاوه بر کاربری فوق از نوعی نظام تعادلی بصری با استفاده از سازه های کابلی و آرایه های معمارانه در آن استفاده شده و بدون اینکه طراح نیازی به انتقال پیامی خاص در آن ببیند صرفا جنبه ی زیبایی شناسانه و هنری دارد.....

میدان تئاتر شهر (تبریز)

اما المانهای نمایشی - بیانی که همانطور که از نام آنها پیداست مفهومی را در خود مستتر دارند اما این مفهوم به قدری انتزاعی و هنری است که تنها برای قشر خاصی که در مورد هنر مفهومی سررشته دارند قابل گیرایی است و با مخاطب عادی ارتباط چندانی برقرار نمیکند یعنی پیام تنها برای مخاطب خاص